کتاب تهوع اثر ژان پل سارتر نشر چشمه
جهت نمایش قیمت و خرید، سایز محصول خود را انتخاب کنید
محصولات مشابه
معرفی محصول
پادشاهی بود که در جنگ شکست خورده و اسیر شده بود. او آن جا در کنج اردوی فاتح بود. پسر و دخترش را دید که زنجیر کشیده از جلویش می گذرند. گریه نکرد، چیزی نگفت. بعد از آن ها یکی از خدمتکارانش را دید که می گذرد، او هم به زنجیر کشیده شده بود. پس بنای نالیدن و مو کندن گذاشت. تو می توانی مثال هایی از خودت بسازی. می بینی، زمان هایی هست که آدم نباید گریه کند وگرنه ناپاک می شود. ولی اگر کنده ی چوبی روی پایش بیفتد، می تواند هر چه دلش بخواهد بکند، آه و ناله سر دهد، بگرید و روی پای دیگرش ورجه ورجه کند.
سخنان یک دیوانه در نسبت با موقعیتی که در آن است، پوچ است، نه در نسبت با دیوانگی اش.
اگر وجود دارم به این سبب است که از وجود داشتن دلزده ام. منم، منم که خودم را از نیستی ای که خواهانشم، بیرون می کشم. نفرت و بیزاری از وجود داشتن هم شیوه هایی است برای واداشتنم به وجود داشتن، به فرو بردنم درون وجود























دیدگاهها